|
|
|
|||||||||
|
الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة ولا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم
ادامه مطلب |
||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||||||||||
|
|
|
|
|
سه شنبه هفته گذشته در کاشان مراسم بزرگداشت استاد فخرالدین حجازی در کاشان برگزار شد که آقای اسلامی (استاد دانشگاه و رئیس جبهه مشارکت کاشان) سخنران مراسم بود. گزارش خبری ایرنا (با سانسور و حذف شدید برخی از حرفهای ایشون) از این مراسم به شرح زیر است: يك استاد در كاشاناز اطلاعرسانينكردن ازبرخي چهرههاي تاريخساز انتقاد كرد كاشان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۳/۱۱
يك استاد دانشگاه در كاشان از اطلاع رساني نكردن برخي چهرههاي تاريخساز كشور همچون مرحوم "فخرالدين حجازي" انتقاد كرد. حجتالاسلام "احمد اسلامي" جمعه درآيين بزرگداشت مرحوم استاد فخرالدين حجازي در مسجد نور كاشان، اظهار داشت: رسانهها نيز حتي بيماري اين خطيب توانا كه نقس بسزايي در آگاهسازي مردم و جوانان در دوران خفقان ستم شاهي داشت را منعكس نكردند. وي، شناخت تاريخ سياسي كشور و انتقال درست آن را به نسل نو ضروري دانست و با انتقاد از برخي دستگاههاي فرهنگي و تبليغي كشور، گفت: جاي تاسف است كه شخصيتي كه از دهه ۲۰تا ۷۰و نزديك به نيم قرن بطور فعال در عرصه فرهنگي و سياسي كشور فعاليت داشته و تاثير گذار انديشههاي نسل جوان بود، امروز حتي در ميان نسل دانشگاهي نيز ناشناخته است. حجتالاسلام اسلامي، افزود: فخرالدين حجازي از جمله سخنواران و خطيبان توانا بود كه در آن شرايط سخت و دشوار رژيم ستمشاهي با قلم خود، سخنراني و خطابه به آگاهسازي مردم پرداخت و بين نسل جوان و مذهب آشتي برقرار كرد و سهم زيادي در كمك به پيروزي انقلاب اسلامي و حمايت از امام خميني (ره) داشت. اين استاد دانشگاه، همراهي مرحوم استاد حجازي را در جنبش مشروطيت، تبعيد و زندان، نقش آفريني در حسينيه ارشاد، تاسيس انجمن اسلامي دانشجويان ايراني مقيم آمريكا، حضور در جبهههاي نبرد و پشتيباني از رزمندگان اسلام و تاثيرپذيري خطابههاي او در مدرسه امام خميني(ره) كاشان را از جمله مسايل انكارناپذير او در روند پيروزي انقلاب اسلامي ذكر كرد و اظهار داشت: اين خدمات شايان را نميتوان فراموش كرد و ناديده گرفت. استاد فخرالدين حجازي پس از تبعيد امام خميني(ره) در سال ۱۳۴۳به دعوت مديريت هيات ابوالفضل (ع) مدرسه امام( مرحوم حاج امير مسچي) به كاشان دعوت شد. وي با وجود فشار گروههاي ارتجاعي و دستگاه امنيتي آن زمان، در طول ۱۸ سال در مدرسه امام كاشان به ايراد خطابه و سخنراني پرداخت كه مورد استقبال گسترده مردم به ويژه نسل جوان قرار گرفت. در اين آيين كه خانواده آن مرحوم و قشرهاي مختلف مردم حضور داشتند، ذاكران اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به مرثيه سرايي پرداختند. استاد فخرالدين حجازي نماينده اول مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي دو هفته پيش بر اثر بيماري درگذشت. وي متولد سال ۱۳۰۸در شهر سبزوار و از خانوادهاي روحاني بود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
بین مطالبی که توی این مدت برای دوم خرداد خوندم این مطلب ابراهیم نبوی (طنز نویس معروف) علی رغم اینکه بعضی جاهاش ....اما حسابی بهم چسبید. چون شاید بدلیل اینکه سایت ایشون فیلتر است و شاید بعضی ها نتونن بخونن، متن کامل را روی وبلاگ میگذارم: ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
حدود ۲ هفته ای میشه که هم میهن و شرق بر گشتن. شرق تونسته کم و بیش قالب قبلی خودش رو حفظ کنه. هم میهن به نظر من فعلاً رو خوب درخشیده و آینده اش رو بهتر از شرق می بینم. با بچه های سرپرستی هم میهن در کاشان که صحبت می کردم میگفتن مدتیه درخواست ارسال روزنامه زیادتری از مرکز کردن و چند تا از کیوسک دارها که آشنا هستن میگفتن حدودای ظهر دیگه هم میهن تموم میشه. بهرحال... برای شرکت در نظر سنجی جواد روح درباره "هم میهن" اینجا رو کلیک کنید. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
چهارشنبه هفته گذشته مراسم بزرگداشت دوم خرداد از طرف شاخه جوانان جبهه مشارکت کاشان و کانون فرهنگی مسجدالحسین برگزار شد. سخنران این مراسم سید محمد علی ابطحی (معاون حقوقی و پارلمانی دولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز) بود.
علی رغم اینکه در سطح شهر تبلیغاتی نکرده بودیم و دوستان اصلاح طلب را تلفنی دعوت کرده بودیم استقبال کم نظیر بود. ابطحی در پاسخ به سوالی درباره حضور یا عدم حضور خاتمی در انتخابات گفت: «من با اطلاعاتی که دارم برداشتم این است که عدم کاندیداتوری ایشان را تکذیب می کنم یعنی اینکه قاطع در هیچ دوره از انتخاباتهای آینده شرکت نکنند تکذیب می کنم.» جلسه پربار و خوبی بود و آقای ابطحی هم در پایان مراسم به پرسش حاضرین پاسخ داد. گزارشی از این جلسه رو میتونین در "هم میهن" شنبه (امروز)، ایسنا، ایلنا، نوروز یا وب نوشت بخونین. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
توی این مدت خصوصاً از اواخر اردیبهشت تا امروز هر وقت بیکار میشم فکر می کنم که ۱۰ سال پیش (سال ۷۶) این موقع داشتم چیکار می کردم... کم و بیش حوادث اش یادمه. چند شب پیش که برا نماز رفته بودم مسجد شامخی به یکی از دوستان که همراهم بود میگفتم، امشب شب آخر تبلیغات بود(۳۱/۲) و تا صبح بیدار بودم، مثل بقیه سر چهارراه آیت الله کاشانی محشری بود. ما "سلام" پخش می کردیم و اونا "شلمچه" و "یا لثارات". وقتی میخواستم عکسای خاتمی رو بدم به راننده ماشین ها میگفتن مال کیه؟ اگه از خاتمی هست بده...! صبح ها می رفتیم با بچه ها دم در زیارت عاشورای جهاد. اون سال بر حسب سنوات قبل محمود کریمی رو آورده بودن برا مداحی. مرد ناحسابی وسط مداحی اش گفت به رنگ عمامه کاری نداشته باشین که فلانی سید است یا نیست.ببینید اصلح کیه.مواظب باشین به کسی رای ندین که به سوی امام حسین تیر بندازه. حوادث مدام داره تو ذهنم دور میزنه. حضور آقای محتشمی در روزای آخر در ستاد کاشان.ما تو ستاد مشغول ناهار خورن بودیم(قیمه، مال یکی از هیاتهای روستای لتحر!).گفت قسم میخورم خاتمی رای میاره.شما از کل کشور خبر ندارید. همه به هم می گفتیم میخواد روحیه بده. واقعاً خاطرات شیرینی است... اولین شب تبلیغات دقیقاً یادمه. همه افراد کوچیک و بزرگ مثل نیروهای عملیاتی با نردبون آماده بودن ساعت ۱۲ بشه. من اون موقع جزء جقله های! جمع بودم. همه دانشجو و آدم حسابی و متاهل منم یه جوجه دبیرستانی! خاطره پوستر زدن های تو بازار. کتک کاری با اونایی که عکسای خاتمی رو پاره می کردن. معلم بینش اسلامی که سر کلاس "رسالت" می آورد و می گفت: (آیه بالای لوگوی رسالت) "الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه ......" ببینین مومنین طرف کی هستن و استکبار برای کی کف میزنه.....بعد هم گاهی مطالب روزنامه رو میخوند. شب، موتور ۳ ترکه، کوچه بن بست: تو هم بمیری با این رانندگی و آدرس دادنت اگه پیدامون کنن.... اینکه دوم خرداد مدام توی همین ساعات با دوچرخه می رفتم به حوزه های اخذ رای سر می زدم ببینم اوضاع چجوریه.اینکه خاطرم(سعنس خاطر همه مون) جمع بود رای نمیاریم! اینکه اواخر شب ۲ خرداد که هنوز شمارش آرا تمام نشده بود تو ستاد نشسته بودیم و آقایی به نام حنطه ای از ستاد سیستان و بلوچستان تلفن کرد که من با به آفرین(ستاد مرکزی) تماس داشتم و اونا اذعان کردن که خاتمی پیروز شده و رهبری دستور دادن برای منزل آقای خاتمی محافظ بذارن.....تلفن تو دستش بود و حرف نمیزد و گریه می کرد.نمی تونست به ما بگه چه خبره فقط گریه و گریه...... اینکه فردای ۲ خرداد ما امتحان دانش اجتماعی داشتیم. معلم مون هم قائم مقام ستاد خاتمی (آقای بخردی) بود. همه اش تو ستاد مثل همه کار می کردم و عرق می ریختم و نتونستم درس بخونم اما نمره ۱۶ خوبی گرفتم(بهم داد...!). ادامه دارد.... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||