تبليغاتX
مشکات
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة

۱- مدتیه نتونستم وبلاگم رو به روز کنم. از همه دوستان همراه معذرت می خوام. مشکلاتی نه چندان مهم اما وقت گیر! پیش اومد که اصلاً حس و حال وبلاگ نویسی رو ازم گرفت. بهرحال مجدداً عذر تقصیر و تاخیر بنده رو بپذیرید.

۲- در ماه رمضانی که گذشت متاسفانه برادر بزگوار و عزیزم شیخ حسن شویدیان (که در آخرین مطلبم در سال ۸۵ از همه خواسته بودم در کنار سفره های هفت سین شان به او دعا کنند) بعد از مدت ۱۱ ماه که در کما بود به دیدار حق شتافت. شیخ حسن از نیروهای جهادگر جهاد سازندگی بود که بدلیل عارضه شیمیایی که بعد از عمل جراحی قلب عود کرده بود به کما رفته بود. واقعاً از نیروهای اخلاقی و مردمدار اصلاح طلب بود که ضمن مدیریت کانون فرهنگی مسجد الحسین(ع)،  عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان کاشان هم بود و مدتی هم در شورای حوزه کاشان جبهه مشارکت عضویت داشت. 

شیخ حسن شویدیان

در پرده تسلیت برو بچه های کانون مسجد الحسین کلمه جالبی رو دیدم که خیلی من رو به خودش مشغول کرد و بهش فکر کردم.

«آموزگار گذشتها».... بله این کلمه واقعاً من رو به فکر واداشت. شیخ حسن علی رغم دلخوری ها و ناراحتی هایی که در خلال کار با بعضی دوستان پیدا می کرد اما هر وقت کار ویژه یا انتخابات و یا بحثی بود که باید ایشون و دوستان همراهش در کانون کمک می کردند از هیچ کمکی دریغ نمی کردند و محکم و استوار می ایستادند و کار می کردند.

یادم میاد شیخ حسن تو هیات محبان اهل البیت (بچه های ایثارگر و رزمنده)هم که یه بار با رای ما عضو شورای هیات شد با شور و عشق خاصی دسته جوانها رو رهبری می کرد و ساده و بی آلایش همه رو تشویق به حضور در عزاداری روز تاسوعا می کرد.

بهر حال هجران این برادر بزرگوارمان را به خانواده محترمش خصوصاً علیرضای عزیزم تسلیت میگم. 

۳- در آخر هفته آینده (۳-۴ آبان) در تهران کنگره دهم مشارکت رو داریم. به قول هیاتی ها طبق سنوات گذشته! اگر خدا یاری کنه میرم تا ببینیم چی میشه.

توی ماه رمضان یه سر به اصفهان رفتم و ضمن افطار در مجمع منطقه ای جبهه مشارکت استان اصفهان به نمایندگی حوزه کاشان شرکت کردم. از تمام حوزه های استان حضور داشتند تا ضمن بررسی موضوع انتخابات مجلس هشتم، اعضای اصلی و نمایندگان منطقه اصفهان برای شرکت در کنگره دهم حزب هم انتخاب شوند. مثل سال گذشته انتخاب شدم. با این تفاوت که این بار بر خلاف انتظار خودم (و شاید دیگران) تونستم رای اول مجمع منطقه ای رو کسب کنم. با ۳۶ رای از حدود ۴۲ نفر حاضرین در جلسه.

۴- امروز بعد مدتها رفتم جلسه یا حسین(ع). از اتفاق هم امروز سالگرد تاسیس جلسه بود. ۲۶ مهرماه ۷۰ سالروز تاسیس جلسه یا حسین(ع) کاشان است که از اون تاریخ تا حالا غیر از جلسات فوق العاده در شهادت یا ولادت ائمه داشتن هر صبح جمعه در منازل و تکایای شهر جلسه دارن. جلسه ای که من از دوران راهنمایی و دبیرستان می رفتم. الان هم هر وقت بتونم و وقت داشته باشم با جون و دل میرم. جلسه ای ساده و بی ریا و به دور از هرگونه از این مسخره بازی ها و دوز و کلک کاری های هیاتی است.

حتی تا چند سال پیش که بیشتر می رسیدم توی شورای اجرایی شون بودم که برا جلسات مون خصوصاً شام غریبان حضرت زهرا(س) دور هم می نشستیم و برنامه ریزی می کردیم. البته این شورای (به اصطلاح) تصمیم گیری مانع از این نمی شد که تو کارا کمک همدیگه نکنیم. از شربت درست کردن تا پرده زدن و فرش پهن کردن. یادم میاد زمان دبیرستان بقول کاشونی ها پا به جفت همه جلسات رو می رفتم. حتی اگه شب امتحانم بود. حتی یادم میاد اون زمان که هنوز احمد واعظی اینقدر معروف و ... نبود اومده بود کاشان و منم توی کنکورم بود. میلاد امام حسین(ع) بود و جلسه هم در درمانگاه مسلم بن عقیل (ع). منم از خونه یواشکی فرار کردم تا به جلسه برسم البته وقتی هم برگشتم از بس نصیحت شنیدم حسابی حالم جا اومد!

۵- مدتیه که در گوشه و کنار شهر صحبتها و شایعاتی مبنی بر اینکه اصلاح طلبان از پیش با برخی از نیروهای جناح راست بر روی کاندیدایی خاص ائتلاف کرده اند شنیده می شود. ان شا الله در آینده ای نزدیک سخنگوی شورای سیاستگذاری ستاد ائتلاف اصلاح طلبان کاشان این جریان را توضیح خواهند داد و موضع رسمی ستاد را اعلام خواهند کرد که اصلاً هیچ صحبتی نبوده و این حرفها شایعه ای بیش نیست اما بعنوان عضوی از شورای سیاستگذاری ائتلاف اصلاح طلبان کاشان لازم دیدم فعلاً بگم که در شرایط حاکم بر کشور درست است که ائتلاف و برداشتن مرزها و خط قرمزهای کذایی یک ضرورت و اصل مورد توجه محسوب می شود اما نباید فراموش شود که هر ائتلاف و اتحادی باید در چهارچوبی خاص و معین و بر پایه اندیشه ها و هدفهای نسبتاً مشترک صورت بگیرد و هیچ وقت دو فکر متناقض و یا متنافر نمی توانند خواستار چنین ائتلافی باشند. همچنین علی رغم اینکه زمانه شرایطی خاص را بر انسان تحمیل میکند و باید در شرایط جدید بصورت دیگری تصمیم گرفت اما هنوز چنین شرایط و مشکلات ویژه ای پیش رو نبوده است که چنین تصمیمی گرفته شود.

 ۶- امروز شنیدم برادر جانباز عزیزمان سردار سرتیپ حاج جواد علی تبار پس از سالها رنج و مرارت و سختی به لقاء الله پیوسته. واقعاً فقدان این دلاور عرصه جهاد و شهادت خبر ناراحت کننده بود. حاجی علی تبار هر ساله در روز تاسوعا با سایر دوستان و همرزمانش در عزاداری هیات محبان اهل البیت (ع) ایثارگران کاشان شرکت می کرد و از فرماندهان خدوم و پرتلاش ۸ سال دفاع مقدس بود. خاطراتی که برو و بچه ها از رشادتها و فعالیتهاش در فرماندهی محور مهران میگن واقعاً شنیدنیه.

خدا رحمتش کنه و با اربابش اباعبدالله الحسین(ع) و دوستان شهیدش محشور شود.

۷- این مطلب خیلی طولانی شد. شاید بدلیل این بوده که مدتی غایب بودم.

باقی بقایان!

+ نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

در دو هفته گذشته که در مسافرت بودم با اس ام اس یکی از دوستان از دستگیر شدن هادی قابل مطلع شدم.

هادی قابل دبیر، عضو شورای مرکزی و رئیس منطقه قم جبهه مشارکت از قرار معلوم به اتهام "اخلال در امنیت ملی"! توسط دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شده است. در هفته ی اخیر منتظر بودم که ببینم احزاب اصلاح طلب حتی مشارکت غیر از بیانیه دادن، مصاحبه و گفتگوهای خبری چه حرکت و فعالیت دیگری از خود نشان می دهند که متاسفانه اقدام خاصی ندیدم که این واقعاً یه نقطه ضعف بزرگ محسوب میشه...

قابل به معنای واقع کلمه فردی معتقد به کار تشکیلاتی و پیگیر مسائل حوزه ها و مناطق حزب در مرکز بود. وقتی در نوروز ۸۵ به کاشان آمده بود در منزل ما با سعه صدر به تمام نظرات و انتقادات اعضای شاخه جوانان در مورد بخشی از عملکرد حزب گوش داد و ضمن پاسخ دادن به برخی از سوالات و ابهامات، انتقادات و پیشنهادات و مشکلات را یادداشت کرد تا در مرکز پیگیری کند.(که انصافاً پیگیری خوبی نمود و تا حدودی به نتیجه رسید).

از اون دیدار صمیمی این خاطره شیرین هم یادمه که یکی از دوستان جوان کم سن و سال به قابل انتقاد تندی می کرد که چرا وقتی سخنرانی ات برای رحلت پیامبر در کاشان تموم شد مثل همه آخوندا روضه خوندی؟ این کارا با روشنفکری همخوانی ندارد. قابل با شوخی بهش گفت: عزیزم این نون ما رو آجر نکن. ما هم آخوندیم ناسلامتی....!

بهرحال دیروز بیانیه ۵۸۵  تن از فعالان سیاسی و فرهنگی اصلاح‌طلب در اعتراض به بازداشت ایشون منتشر شد. امضای این بیانیه کوچکترین کاری بود که می تونستم برای ایشون انجام بدم. امیدوارم به زودی از زندان آزاد بشن.

متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |