تبليغاتX
مشکات - تعطیلی مقبره ابولولو
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة
"تا اطلاع ثانوی بقعه تعطیل است."

وقتی از خیابون مقابل ابولولو رد میشی این جمله که بر روی پرده نقش بسته توجه ات رو جلب می کنه.

یکی دو بار که از اونجا عبوری رد شدم دیدم که علاوه بر حضور نیروهای نظامی و امنیتی سر کوچه اش رو هم بستن و بعد از اون بالاتر هم با داربست مسیرش رو مسدود کردن و درب بقعه هم که چند هفته ای هست که پلمپ شده.

کار خوب، شایسته و قابل تحسینی توسط شورای تامین شهر و مسئولین امر گرفته شده که باید بهشون دست مریزاد و خسته نباشید گفت که با توجه به جو سازی های احتمالی جلسات و افراد افراطی مذهبی در شهر همت کردن و این کار رو انجام دادن.

اما به نظر من علاوه بر اینکه بقول معروف "جلو ضرر رو هر وقت بگیری منفعت است" این کار باید مدتها پیش انجام میشد. حدود ۸ سال پیش که کم کم این جلسات داشتن پا می گرفتن و تو شهر با جمع کردن جوونها پایگاه و جایگاهی پیدا می کردن.

همون زمانی مرحوم آیت اله صبوری به فرماندار وقت کاشان نامه نوشت که جلو اینها گرفته بشه و کسی گوش نداد.(هنوز یادمه که ایشون تو نامه شون که به دست خط خودشون بود از واژه حرکتهای وحشیانه در رفتارها و عزاداری ها استفاده کرده اند.)

همون زمان که مسئول کمیسیون فرهنگی شورای شهر اول (دکتر فهیمی تبار) بعد از نوشتن مطلبی در نشریه طوبی علیه این رفتارها و کردارها، علی رغم تهدید جانی پا کار ایستاد و تابلویی که سر در بقعه زده بودن  ( بارگاه ملکوتی حضرت ابولولو...!) کشید پایین. اما بعد از رای آوردن شورای دوم که رئیسش منسوب به همین طرز فکر و همین افراد بود تابلو سر جاش نصب شد و اونجا هم تولیت آستان! و هیئت امنا پیدا کرد و دب دبه و کب کبه ای براش راه انداختن و هر چی فرهیختگان شهر داد زدن، مطلب نوشتن و سخنرانی کردن گوش شنوایی پیدا نشد.

هر چی گفتیم و گفتند که بابا این اختلاف افکنی با اندیشه امام و مشی انقلاب در تعارضه و آب به آسیاب دشمن ریختنه ...

هر چی محققین و اساتید دانشگاه و حوزه مستنداً نوشتند و اعلام کردند اصلاً این بقعه و این قبر منسوب به قاتل خلیفه دوم نیست...

حتی اگر این قبر، موبوط به ابولولو باشد، این فرد در مسلمان بودنش شبه است و حتی انگیزه اش هم شخصی بوده نه برای انتقام گیری و ....

هیچ کس از خواب بیدار نشد و یه عده هم به ما خندیدن که توهم دارید و بزرگداشت این فرد معنی تولی و تبری است!

علاوه بر اینکه مدتها به خلفای راشدین و ... بلند و بی پروا و پشت میکروفن لعن می فرستادن تازگی ها هم هنر زیاد کرده بودن و با پررویی مثال زدنی به بنیانگذار وحدت لعنت می فرستادن...!!؟؟

از یکی از دوستان هم شنیده بودم که بعضی از این جلسات از دور دستی هم بر آتش سیاست دارند. اما نه برای حزب و جناح خاصی که با کل سیستم مخالف هستن. یعنی پشت رفتار مذهبی شون سنگر گرفتن و با سو استفاده از جوونهای پاک و معصوم با شعار انتظار حضرت حجت (عج) خواسته یا نا خواسته با نظام مخالفت می کنن.

اون دوست عزیز می گفت در یکی از جلسات محفلی داخلی شون یکی از مسئولین شون گفته چون نظام و مسئولین جمهوری اسلامی دم از وحدت شیعه و سنی می زنن و ما این کار رو ضد ارزشهای تشیع می دونیم کمک به این نظام، کمک به ظلمه است...!!!؟؟ (شاید برا همین هم باشه که برخی بچه جلسه ای هاشون حتی الامکان تو هیچ انتخاباتی یا رای نمی دن یا رای سفید می دن).

خدا می دونه از وقتی این حرف رو شنیدم ته دلم مدام میگفتم خدا کنه حاجی این حرف رو به شوخی به من گفته باشه و گرنه خیلی ....

یادم میاد اولین مطلبی که از من در طوبی چاپ شد مطلبی بود تحت عنوان "از تشیع علوی تا تشیع صفوی".

این مطلب نقدی بود بر فعالیت جلسات افراطی در شهر و اینکه ابولولو کیست؟ آیا سندی بر اصل وجود خارجی چنین فردی، سندی بر وجود قبرش در کاشان، سندی بر اینکه وی قاتل خلیفه دوم بوده یا نه، سندی بر مسلمان بودن چنین فردی و ... وجود دارد یا نه؟

با کمک یکی از دوستان و بررسی چند کتب تاریخی و کتابهای مربوط به تاریخ کاشان نتایج جالب و خواندنی بدست آمد اما...

اما بعد از چاپ شدن آن تماس تلفنی و پیغام و پسغام افراد افراطی و دو آتشه شروع شد که ضمن فحاشی و کشیدن خط و نشون، تهدید و نفرین می کردن.

اکثرشون رو بعداً فهمیدم کیا هستن و از طرف کی زنگ می زدن.

اون بزرگواری که عامل اصلی و محرک اینا بود براش پیغام فرستادم که:

"تو در جلسه ای به نوچه هات گفتی  که من کافرم و امام حسین رو هم قبول ندارم و اکبیر دست و پای من رو خواهد گرفت و جهنمی هستم و سنی هستم و ....

همه اینا درست اما قسم به همون امام حسینی که تو قبولش داری (و میگی من قبول ندارم!) و براش قمه میزنی، اون دنیا از سرت نمیگذرم و باید تمام این حرفهات و ثابت کنی."

علی ایحال در پایان ضمن تشکر مجدد از نیروهایی که در این کار دخیل و موثر بوده اند، این کار رو شروع خوبی برای کنترل بیشتر و نظارت بهتر بر این بقعه و جلسات مذهبی و نیروهای ذی نفوذ این جلسات در سطح شهر می دونم و امیدوارم با برنامه ریزی و نظارت قانونی گامهای بیشتر و موثری برداشته شود.

بعد التحریر:

امشب دیدم که اون تابلو کذایی (که در بالا نوشته بودم) توی همین چند روز اخیر از بالای کوچه بقعه برداشتن و نشون دهنده اینه که تغییرات و اتفاقات جدیدی رو باید منتظر بود. ضمنا شنیدم که از قرار معلوم مسئولین هم برنامه های خاصی دارن و در شورای تامین شهر تصمیمات قابل توجه و نسبتا خوبی رو گرفتن. خداوند به ایشان خیر دهاد...

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |